خرید بک لینک

 سروده ای غرّا تقدیم به محضر حضرت عباس(ع)

عاليجناب عشق
 
 
 
مردی سراغ آب گرفت و ولی نخورد
او تشنه بود ، بلی ، ولیكن به آب عشق
كس با خبر نبود ، چه می خواست نفس او
حیران میان دجله و در پیچ و تاب عشق
شاید به دل بصورت آهسته می سرود
كی نوشم آب؟ كه دارم شراب عشق
صدها سؤال در دل او جلوه می نمود
دیگر ننوش ، این شده بودش جواب عشق
در هیچ قوم و مملكتی كس نخوانده است
از جان گذشته مرد چو او در كتاب عشق
در لابلای هر ورق آن كتاب نیز
كاتب جدا نوشته ز عالم حساب عشق
جز او كسی سراغ ندارد به دشت شوق
كانون مهرورزی و فصل الخطاب عشق
عباس(ع) بود و مشك پاره و دست بریده اش 
خرگاه پادشاهی و عالیجناب عشق
«امّید» لال شو تو كجا عشق او كجا
دستت بریده باد نئی چون خراب عشق
اثرطبع : اميد سلماسي

برچسب: غزل , تقديم به حضرت عباس (ع) , شعر عاشورايي, نویسنده: ع.ع تاريخ: دوشنبه 11 / 10 ساعت: 17:00

صفحه بندی