خرید بک لینک

 غزلي تقديم به حضرت شمس الشموس ، صاحب الامر (عج)

"شمس من"

زير چتر لطف و رحمت آسماني گوهري

آتش و دردي و ليكن در دل خاكستري

اوج زيبائيست اين خاكستر و اخكر شدن

هم به بالا هم به پائينش هنر مي پروري

از بساط انس و غم رنگين متاعي حاملي

حيف بگذاريش از ديده به دور و بگذري

در مزاج ياس و نرگس طبع تو آبيست ، آب

مهرِ زهرايي است اين ، تا فرق بالا ميبري

جلوه ي تو ماوراي هر چه هستي كرده اند

ما جهان ديگريم و تو جهان ديگري

شعله از دل بركشيده ، موج در دل ميزدي

آتش درد درون و آب پاك باوري

در غبار تن ز نامحرم رخت پوشيده بود

از برون گفتند از آئينه ها هم سرتري

در غمي رخساره ات را رنگ زر در بر گرفت

چرخ مي پنداشت چندي ماوراي جوهري*

گر طواف ات مي كنم چون كعبه "شمس من"سزاست

زانكه جمع عاشقان را ، آفتاب خاوري

 

 * دهر مي پنداشت گاهي ماوراي جوهري (مولانا فياض لاهيجي)

- سروده اميد سلماسي

برچسب: غزل , شمس من , حضرت امام زمان (عج), نویسنده: ع.ع تاريخ: پنجشنبه 26 / 11 ساعت: 17:26

صفحه بندی